خلاصه کتاب عقل و احساس

خلاصه کتاب عقل و احساس

بخشی از کتاب عقل و احساس:
«خانواده دشوود مدت‌ها در ساسکس اقامت داشتند. املاک آنها وسیع بود و در نورلند پارک قرار داشت که در مرکز محل سکونتشان واقع شده بود. شیوه زندگی محترمانه، رفتار دوستانه با همسایگان و به طور کلی خوش‌نامی آنها در منطقه باعث شده بود که همه ساکنان آن حوالی به آنها احترام بگذارند. مالک پیشین این ملک که مجرد و سالخورده بود، سال‌های متمادی با خواهرش در آنجا زندگی می‌کرد و او چنان میزبان خوبی برای خانواده دشوود بود که آنها همیشه برای دیدنش می‌آمدند و او نیز به حضورشان افتخار می‌کرد. اما این دلبستگی تنها به خانواده دشوود محدود نمی‌شد؛ او چنان به پسر و نوه‌های برادرش علاقه‌مند شده بود که در وصیت‌نامه‌اش آنها را نیز لحاظ کرد، و این مسئله تا حد زیادی بر سعادت و آسایش دیگران تاثیر گذاشت.
الینور، دختر بزرگتر خانم دشوود، با وجود سن کمش، از چنان درک عمیق و قضاوت درستی برخوردار بود که نه تنها مشاور مادر محسوب می‌شد، بلکه اغلب موفق می‌شد جلوی تصمیم‌های عجولانه او را بگیرد و مسیر درست را به او نشان دهد. او قلبی مهربان و عواطفی عمیق داشت و رفتارش همیشه مودبانه بود؛ اما آنچه او را از دیگران متمایز می‌کرد، توانایی‌اش در کنترل احساسات بود، مهارتی که مادرش هنوز نیاموخته بود و یکی از خواهرانش اصلاً قصد یادگیری آن را نداشت. ماریان، در تمام جنبه‌های مثبت شخصیتی، به اندازه خواهرش باهوش بود، اما برخلاف الینور، نمی‌توانست احساساتش را مهار کند. در غم و شادی هیچ حد وسطی نمی‌شناخت. سخاوتمند، دوست‌داشتنی و جذاب بود؛ اما در مواقع پریشانی، هیچ کنترلی بر احساساتش نداشت.»

مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل

🏷️ برچسب‌های مرتبط: